Monday, December 24, 2012

پشمام شوخت ننم بد هفت هشت ماه مسيج داد تولدت مبارك، حال دادي بهمون

Friday, December 14, 2012

من اگه خيلى تخم داشتم تورو پاك ميكردم از فيسبوكم از زندگيم

Thursday, December 13, 2012

نه من عالیم نه تو. ولی من با تو عالیم.
افسردگی یعنی اینکه تو خونت بیستا مهمون داشته باشی حتی حوصله نداشته باشی بری از محل کارت خونت وقتی همه مهمونات رسیدن. افسردگی یعنی من.

Thursday, November 29, 2012

تو یه موجود بد مست لجبازی که هر وقت نشستی یادت افتاد که از من بدت میاد از من خسته شدی. من خودمم از خودم خسته ام. بعد شروع میکنی به تبصره زدن که رفیقاتم مثل خودتن اینا, در صورتی که دوستای من دقیقن دوستای تو هم هستن من خودم میدونم تحمل کردن من سخته؛ ضمن این مورد که من تخمم نیست ترک شم. من همینطوری ترجیح میدم پنجشنبه باشم کرکره مو بکشم پایین
یه وقتایی هست دست میکنم تو کشویه بغل میزم هدست نازنینم در میارم وصلش میکنم به گوشیم میرم تو بهشت.

Friday, November 23, 2012

وقتی هر چیزی میزارن جلوت میزنی عشق میکنی از اینکه چقدر نعشه و حال خوب داری به فکر فردای بعد نعشگیتم باش. توعون داره به فاطمه.
قاپ سرم داره میترکه

Tuesday, November 20, 2012

یه لیست سوال باید بنویسم چنتاش اینه که چطوری به خودت اجازه میدی با من اینطوری حرف بزنی؟ تو بهتر از همه آدما میدونی برای من دوس داشتن آخرین فاکتور یه رابطه اس. یعنی چون من دوست دارم دلیل نمیشه هر گهی میخای بخوری.
آدمهایی که من میشناسم دو دسته ان. یا دوسشون دارم یا دوسشون ندارم. برای اونایی که دوس دارم هر کاری بتونم میکنم برای کسی که دوسش ندارم کونم بزارن قدم از قدم بر نمیدارم. اگه محل نمیزارم بهت فقط و فقط برای اینه که خوشم نمیاد دیگه ازت. برامم به هیچ عنوان اهمیت نداره کع بخای به من ایمیل بدی نامه بدی کسشر سر هم کنی و دلیل بیاری من کاری برای تو نمیکنم حتی اگه حقت باشه. کسکش یادم افتاد باز روزم خراب کردی. ان سگ.

Friday, November 09, 2012

Shut up i think u r gorgeous
من تصميم گرفتم ميخام تا آخر امسال همه دراگ هايي كه پيدا كنم بزنم

Tuesday, November 06, 2012

من تازه امروز بعد این شیش هفت سال متوجه شدم تو یه موجود شوآف کننده کیری هستی که فقط میخاد یه گهی خورده باشه و بگه من خیلی خاصم. ولی عزیزم تو هیچ گهه خاصی نیستی. منم از تو بدتر دقیقن

Sunday, November 04, 2012

رو دیوار اشپزخونه یه وایت برد چسبوندیم کارامون مینوسیم روش تو قسمت کارای علی امروز نوشته بود 1- رفتن بانک/ پول تلفن/ 2- سند ماشین 3- پیدا کردن شعور برای پوریا و خرید زیاد 4- سکس کردن با مادر کاوه ( در صورت ممکن.)

Wednesday, October 31, 2012

دست خودم نيس واقن، تو موقيت احساسي ميشم اجور

Saturday, October 27, 2012

صب از پاشدم دانيال اومده بود پيشم، بي دليل باهام قهر كرده بود. هر چيزي بهش ميگفتم محل نميزاشت.
بعد دو ساعت اومد گفت با من قهري گفتم نه چطور گفت من دوست دارما.
رسمن پشمام ريخت من واقن فكر نميكردم ادمي تو دنيا باشه من بدون اون بميرم

Monday, October 22, 2012

من خابم بهم میریزه میشم یه دیوونه صد در صد. من آدم شب پارتی کن صب بیا سر کار نیسم باشم آدم هر شب همین شکلی بودن نیسم

Sunday, October 21, 2012

همیشه همینطور بوده ها. به جز یکی دو بار که بازم اونطوری کع باید نشد من تصمیم میگیرم برای روابطم روز دوم سوم بیخیال میشم به کل.

Friday, October 12, 2012

Friday, October 05, 2012

همونی که بلدی هستم. حالا تو فکر کن الکیم.

Thursday, October 04, 2012

نمیدونم تهران چی داره. واقن نمیدونم, تقریبن تو ده تا شهر مختلف دنیا به مدت کم و زیاد زندگی کردم. هیچ جا دقیقن هیچ جا این تهران لجن نمیشه.

Sunday, September 30, 2012

Monday, September 24, 2012

خدایا صد تا رفیق بکش یه مو از یه جنده کم نکن.

Friday, September 21, 2012

گفتم یه زنگ بزنم مرجان حالشو بپرسم. دیدم وایبر وصل نمیشه گفتم باشه با oovoo میگیرمش. بعد oovoo باز کردم دیدم نوشته بگردم برات ببینم کسایی که میشناسی عضو هستن اینجا یا نه گفتم باشه بگرد تمام اکسام اومدن جلو چشم. من ممنونتونم که همتون هستین هنوز
بهترین آدمایی که سینمای دنیا رو نقد میکنن کسشرترین آدمای دنیان. حالا شما فکر کن یارو یه منتقد دون پایه اس تو تخمیترین مملکت دنیا حتی ارزش فکر کردن ندارن حالا من چرا دارم فکر میکنم بهش نمیدونم.

Wednesday, September 19, 2012

بين من خوشبختى پل ايست
بين من خوشبختى پليسه
بين من خوشبختى تو نيستى
بين من خوشبختى تونى سه

Monday, September 17, 2012

Friday, September 14, 2012

سلامتی اولین زن شوهر داری که عاشقش شدم, ننت.

Wednesday, September 12, 2012

علي با يه دختر دوس شده به اسم كيومي، طرف رسمن ژاپونيه يعني هم ننه هم بابا ژاپوني. فارسي بلد نيست علي هم ژاپوني بلد نيست، اينگليسي هم جفتي بلد نيستن. تفريح اين روزاي من ديدن مكالمه اين دو تا زوج عاشقه

Monday, September 10, 2012

دلم برای دی ماه تنگ شده. دی ماه همیشه برای من ماه گند گهی بوده کلن تمام ماها برای من سال هاس همینه ولی دی یو از همه بیشتر دوس دارم. من دلم دی میخاد.
مخم درد میکنه. دقیقن توی سرم. من مطمئنم درد سر نیس درد مغزه.

Sunday, September 09, 2012

صب که از خواب پا میشم یه لنگه پا کار میکنم خرید بازار میکنم دعوا با بغال میکنم ناز با چغال میکنم چونه به عطار میزنم داد سر نونوا میزنم دیزی گوشت بار میزارم نخود لوبیا توش میریزم. مرتضی احمدی- الم شنگه

Saturday, September 08, 2012

تو جايى كه من زندگى ميكنم حتى اگه ماها تخمى باشيم، تخمى بودن مد ميشه. احبر- ساعت سه نيم صبح شنبه

Sunday, September 02, 2012

ضمن ریدن به سیستم بانکداری کشور عزیزم ساعت 12 ظهر بلند شدم رفتم بانک که چرا پولی که من 1 ماه پیش کارت به کارت کردم از حساب خارج شده به حساب اون عزیز نرفته کجاس و فیلان یارو برگشته میگه مسئول کلر یا همچین چیزی مرخصیه باید بیاد فردا یه نامه بده برین مرکز ببینین پوله چی شده. بعد گیر داده شما که علی نیسین گفتم بله نیسم کارتش دست من بوده من زدم دو ساعت قرقر که این کار از نظر قانونی فیلانه بیساره بهمانه گفتم خب حالا که چی؟ میخای زنگ بزن پلیس بیاد ببرتم. زنیکه ان برگشته اگه به این جرمم نبرتت به جرم سر وضعت مطمئنن میبرتت. جنده. چمه مگه اینطوری میگین بهم؟
پاچامادوم

Saturday, September 01, 2012

Friday, August 31, 2012

بهشت زهرا، الان پيش رامين نشستم.
ساعت يك ربع به هفته صبحه. احبر هنوز نرسيده، يك سال شد رفتى آر وى خان. آخرين روغنى كه خودت گرفته بودى اورديم پيشت بكشيم بريم. عجيب بچه اي بوديى، عجيب

Thursday, August 30, 2012

اداى من در نيار، من نبين من نخون من نيا. خوشم نمياد از اين كارت، بار بعد به صورت جدى برخورد ميكنم
يكيمون باباش مرده، يكيمون مادرش، دوتامون بچه طلاقيم، يكيمون بچه طلاقه سه روز پيش شوهر مادرش مرده باباش تازگى ازدواج چهارم كرده. يه مشت بى خانواده انيم كه تنها چيزى كه داريم تو زندگى پوله
احبر که گم میشه در خوشبینانه حالت میگیم یه گوشه اوور کرده؛ اگه بیشتر 7 8 ساعت از گم شدنش بگذره تازه تماس گرفتن با خونه مامانش بعد باباش شروع میشه, اگه رفت رو 12 13 ساعت میریم بیمارستانا پاسگاها و فیلان بالای 20 ساعت که شد دنبال مسجد میگردیم برای ختمش و اینا. بالای دو روز که شد میریم تو تراس خونش ورش میداریم میبریم بهش سروم میزنیم

Wednesday, August 29, 2012

گذشت اون دوران که دستامونو تو یه منظره خوب باز میکردیم مدل جک تایتانیک عکس میگرفتیم. به خدا گذشت. این مدل حتی از کف آسفالت نشستنم قدیمی تره به خود بانو فاطمه

Tuesday, August 28, 2012

نه به شلواره نه به رفتاره نه قداره نه حرفاته نه حركاتت، نه به پرپاچه هايه علافت، ميشناسيم ولي من تورو نه ....
- ديگه نبود گنبد كبود جاش اسمون خراش داشت قد بلندش به رخ من ميكشيد- احبر
با من درست صحبت كن. من كسشراى دورورت نيستم.

Monday, August 27, 2012

براى على غذا اوردن تو نعشگى مرفين على آقا فاز رژيم يقه شو گرفته، داره به يارو فارسى ميگه آقا اينا كه روغن نداره؟ پرستاره هم عين بز داره نگاه ميكنه بش. به پرستاره ميگم حله بفرماييد اينا يه هو قيافه جدى گرفته از رو تخت ميگيره هي سر نور اويل اوكي نور اوين، مشكل منم كسخل جمع ميكنم دور خودم
بيمارستانم، على كشاله پاشو عمل كرده. اون رو مرفينه من رو علف؛ جفتى نعشه ايم، از اتاق زدم بيرون برم يه تابى بخورم تو حياط بيمارستان، داشتم كسچرخ ميزدم تو حياط چشام به خيابون. نميدونم به خاطر رنگ آبى ماشين ه بود يا به خاطر قيافه يارو ياد امين افتادم. امين يلدا، بعد پرت شدم به سال ها قبل ياد يه ايميل كه يلدا رسيده بود بهم ايميلى كه هيچ وقت جواب ندادمش. احتمالن آلمان بودم اون موقع، درد دلاى خيلى رفاقتى بود. روزى ان تا ايميل اينطورى رد بدل شده بود بينمون، ولى اون ايميل هنوزم براى من خيلى خاصه

Saturday, August 25, 2012

عاشق موهامم وقتى شيك صاف خيس عقب سره

Thursday, August 23, 2012

جوون بودم خام ولی بیس تپل زدم
شب جمعه رو دوس ندارم. هیچ وخ میونم باش خوب نبوده شب جمعه همیشه این بوده یه مشت آدم که نمیخامشون بشینن دورم گه بخورن منم نعشه باشم طبق معمول.

Tuesday, August 21, 2012

من از وقتی فمیدم که به کار هم نمیایم همون جایی که بودم موندم. نشستم فقط به هر چیزی که مقداری از تو توش بود چنگ زدم. اینکه میگن آدما میرن تموم میشه در اصل ماجرا یه کسشره نابه. آدما نه میرن نه تموم میشن. آدما اثرشون میمونه روت تا آخرش. داغ میشن برات قشنگ حالا اگه خودش کامل برداشته باشه برده باشه. زندگی نکردیم هیچ وخت آخه کسی نبود یادمون بده آخه. در مورد شلقم میتونی بشینی سه ساعت حرف بزنی در مورد رنگ جورابت نمیتونی تصمیم بگیری. همه این ها بر میگرده به اینکه من دیشب داشتم سوجگاردن گوش میدادم حالا سوجگاردن چیه هس نمیدونم یادمه بچه بودم متالیکا برام خدا بود سوجگاردن مثلن امام حسن
من هیج وقت نه یخچال بودم نه فلش دیسک بودم نه گاز پیکنیکی که گارانتی داشته باشم با تضمین. من یه روز هستم یه روز نیسم همین.

Saturday, August 11, 2012

شما یک درصد فکر میکنی ایشون بدن نکن. خب؟

Monday, August 06, 2012

یه خسرو نامی هست من شاید دو بار دیده باشمش کلن با هم چار کلومم حرف نزدیم. صرفن چون دوس پسر یکی از دوستای قدیمی من هستش جای داره تو فیسبوک من. حالا هرچی که هست خدا حفظش کنه برای صاحبش. الان دیدم یه چیزی نوشته تو استاتوسش من باب اینکه من رویایی داشتم که خودم دوستام چندتا خونه کنار هم داشتم حیاط به حیاط با هم زندگی میکردیم. اندازه مصرفمون پول در میوردیم و... خاستم بگم نه قبول نیست تو دیدی؟ خب همه همینو میخان مرد مومن.

Thursday, August 02, 2012

یعنی باید به خودم بقبولونم که به خاطر این حالم بده که دو روزه نخابیدم؟ یا به خاطر اینه که من فردا این ساعت داشتم آماده میشدم برم رو سکو؟ یا چی؟
من بعضی وقتا احساس میکنم از همه عالم دنیا بهتر میفهمم هیچکی اندازه من نمیدونه دقیقن اون لحظه یکی باید باشه بهم بگه برو گوتو بخور چاقال.

Tuesday, July 31, 2012

باید برم مسافرت. خیلی وقته مسافرت نرفتم . احتمالن پاشم برم وسط جنگلای تالش علی هم نیمد به تخمم پاگی رو میبرم.
بوی خاک خیس حیاط خونت

Monday, July 30, 2012

ببین اصن اینطوری نبوده که من از این حالی که دارم خوشم بیاد. اصلن و ابدن. ولی وقتی بخام بشینم هی فکر کنم که چرا اینطوره همه چیز بیخیال میشم و میگم جهنم و میشینم برای خودم مث سگ میکشم که کمترینش اینه که میگم به تخمم و به بدبختیام فک نمیکنم.
بي‌ تو مي‌ميرم مثل قلب چراغ نور تو بودي کي‌ منو از تو جدا کرد

Saturday, July 28, 2012

بیاین با خودتون کنار بیاین که من از همتون بیشتر از دختر با موی کوتاه خوشم میاد. یعنی اصلن مرجع اصلیش منم بد بقیه.

Friday, July 27, 2012

میگن چاله چوله کندن.
من اگه حرف بابام گوش میکردم از بچگی الان کچل بودم سیبیل داشتم مطمئنن اندازه بابام پول داشتم. زن بچه داشتم داشتم فکر میکردم برای بچه ام اقامت خارج از کشور بگیرم وجود گوشت مرغ تو خونه ام از همه چی واجب تر بود. خرج مطمئنن یه مشت یلل طلل میدادم. شبا هم از کارخونه که داشتم میومدم خونه تو اتوبان وای میسادم 12 تا هندونه میخریدم دست خالی برنگردم.

Saturday, July 21, 2012

دیشب داشتم با مهسا در مورد اتفاق بد زندگی صحبت میکردم حرفمون که تموم شد یادم افتاد که اولین بار که افتادم فکر کنم هشت سالم بود شایدم کمتر از بالا درخت پریدم تو استخر خالی خونه پدری. بی هوش شده بودم 10 دقیقه شاید یادم نمیاد فقط یادمه ترقوه یا همچین چیزیم شکست هنوزم سرما میخوره بهش پلاتیناش درد میگره. بعد اون دیگه خوردن زمین شکستگی این حرفا یه چیز عادی شد برام تا همین 1 سال پیش که با کله رفتم تو کوه قشنگ خیلی شیک و مجلسی 6 ساعت بی هوشی 12 ساعت فراموشی بعد اون مقداری ترسیدم نه از اینکه بیفتم دست پام بشکنه این حرفا. ترس از فراموشی کامل. بعد دردیه. اینکه بیدار میشی مثلن یادت رفته علی کیه خونت کجاس و فیلان
یعنی هیچ کاری نمونده جز اینکه بیدار شم برم سر کار بیام خونه بخابم اون وسط لاکار نریم دور همم بشینیم.
این آلزایمر داره من میکشه.
دقیقن از روزی که تصمیم گرفتم نرم. نشم. نخام؛ اینطوری شدم.

Friday, July 20, 2012

بسیار گوش خوبی داری.
اي بوي تو گرفته تن پوش كهنه ي من چه خوبه با تو رفتن رفتن هميشه رفتن

Friday, July 13, 2012

باید دقت میکردی به حرف زدنت. منظورم اون روزیه که با علی وایساده یودیم دمه قله. هوا سرد کیری هم بود, نعشه بودی؟ مست بودی؟ نمیدونم چت بود. منم خوب نبودم یادمه گفتی تا آخر دنیا بمونیم؟ علی نگام کرد گفت کسخله؟ خندیدم یادمه خندیدم. آدمایی که کم میخندن خنده هاشونو یادشون میمونه آخه. گفتم من همین گهیم که هستم نه سعی میکنم برم نه سعی میکنم بمونم. علی گفت من هستم تا آخرش ولی آدمایی که شرط میزارن رو حرفاشون راحت میزنن زیرش. راه افتادیم. تند. خیلی تند بهترین رکوردمون بود, فیلمش دیشب با علی میدیدم. 12 دقیقه برای کل پیست. خوب بود. دنیا دقیقن 5 ماه 12 روز 7 ساعت بعدش تموم شد. گفته بودی تا آخر دنیا بمونیم همینطور. ما دو تا همینطور موندیم تو رفتی پس دنیا تموم شد دیگه چون یادمون نرفته میگفتی من زیر حرفم نمیزنم. ولی من میزنم. زیر حرف، قول، قرار داد، منطق، شعور هر چی که تو بگی دنیا من خیلی وقته جا برا کسی نداره جا برای خودمم نداره.
دیوونه خونه س؟

Saturday, July 07, 2012

احبر محبر نگایدم.
دوس داشتن تو برام شده مث وسایل الکی هایی که دوسشون دارم. مث کسشرای به درد نخوری که حاضر نیستم بندازمشون برن. ور دلم موندن هی میبینمشون حرص خوردنم بیشتر میشه. من مطمئنم که اگه صد بار دیگه هم بمیرم زنده شم بازم ترجیح میدم با تو نباشم ولی دوست داشته باشم. مث همون موقعی که تصمیم گرفتم که دیگه باهات نباشم ولی دوست داشته باشم. اینطوری راحت ترم شاید. خلاصه خفن ترینی

Sunday, July 01, 2012

حال و حوصله ندارم که ندارم که ندارم.

Friday, June 29, 2012

اولین تجربه استفاده از جی برام چیز عجیبی بود. مقدار میزان ال اس تی برای یه کنبیس تو بهترین حالت 26 % البته به جز ایربیس ها که تا 58 % هم رفته. ولی چیز خفنی که استفاده کرده بودم تا این لحظه 33 % بود که ایندور بود و خلاصه قشنگ من پاچوند در دیوار.امروز اولین تجربه لیکوید جی داشتم اسم دیگه هم داره مث جی دراگ یا لیکوئید اکس . مقدار 5 میل جی رو با یه نصف ردبول قاطی کردم بدترین مزه عمرم بود یه چیزی گس مانند که میسوزونه تموم دک دهن ولی خب به سختی قورتش دادم. از رو ساعت حدود 15 دقیقه بعد احساس کردم داره یه اتفاقاتی میفته دقیقن چیزی بود که حدس زده بودم یه حال خنده دار و خوب پسندیدمت جی دراگ ولکام تو مای ورد.

Thursday, June 28, 2012

Tuesday, June 19, 2012

Kill Bill (Soundtrack) (Vol.1) - 14 - The Lonely Shepherd - Zamfir یه هفته اس فقط داری تو داری تو خونه پخش میشی حواست جمع کن خوب.

Wednesday, May 30, 2012

دقیقن میدونم چار صبا دیگه وقتی این دو تا مردن من از عذاب وجدان خودکشی میکنم. بس که آدم انی بودم براشون.

Friday, May 18, 2012

اخرین باری که باهم بودیم از تیم راه افتادیم بهداد با ماشین من اومد من تو با شاپور رفتیم دم خونتون شاپور گذاشتی راه افتادیم سمت پمپ بنزین. یادم نمیاد دیگه چی شد. نعشه بودیم لابد. فقط یادمه دمه سپهر وایسادیم رفتی خیلی گردو خریدی. تقریبن هرچی گردو داشت یارو. فرداشم که رفتی. رامین بچه. آر وی. ردبول این روزا خیلی یادت میکنم.

Tuesday, May 15, 2012

یه باکس کیت کت گذاشتم جلوم با جمله مادرخرابی تمومش نکنی از جات پاشی میشینم پاش.
قدیمتر که بود برام مهم بود خیلی از چیزا برام مهم بود. اینکه مثلن باید حتمن شب تولد دوستای صمیمیم یه گهی خاصی بخورم. اگه همه عالم دنیا هم از دستم ناراحت بودن به تخمم مهم اینه که با آدمایی که زندگی میکنم از من راضی باشن یا حتی ناراحت نباشن. بیشتر به حال مردم زندگی میکردم تا خودم. ولی الان چیزی نگم بهتره.

Saturday, May 12, 2012

یه جایی هس وسط بالا پشت بوم سولوقون جای منه چند روزی. آفتاب, سایه درخت گردو, آب میوه ای چیزی. چی میخاد ادم مگه از زندگی؟ حالا شما کون برهنه وسط حیاط ملق بزنید تو استخر کون لقتون من اینجا راحتم.

Thursday, May 10, 2012

برای شما هندونه اس. برای شما یه نوع میوه اس برای ما همه کسه, تخم چشمه. ناموسه. برای ما یعنی میشینیم تا وقتی به کل تموم شه حرف میزنیم بعد من میرم تو اتاقم اون تو اتاقش دوباره قهر میکنیم حرف نمیزنیم.

Wednesday, May 09, 2012

تو با اسب سفید مهربونی اومدی؟؟؟؟

Friday, May 04, 2012

اصولن آدمی نیستم بشه سوپرایزم کرد. تخصص دارم در ریدن به این برنامه ها سعی نکنید. هم من ناراحت میشم هم خودتون باور کنید.

Friday, April 27, 2012

من نه میخام باهات قهر کنم نه میخام باهات رابطه مو بهم بزنم. نه میخام جدا شیم از هم نه جرات این کارو دارم نه میخام کمرنگت کنم نه میخام کمتر باشی من فقط دلخورم. دلخور از تو نه از خودم از خودم که وقتی مقداری کم گرفته میشم چت میزنم. گیر میدم. کسخل میشم. من دلخورم از اینکه نمیتونم بپذیرم خیلی چیزارو من یه دلخور عملم.

Wednesday, April 25, 2012

Tuesday, April 10, 2012

یه شکلات مرسی پیدا کردم تو خونه که با دست خط مسخرت جلو لوگو مرسی با ماژیک نوشتی خواهش میکنم.
یه دلیل بیار فقط یه دلیل که من عاشقت نباشم.

Sunday, April 08, 2012

تو دفتر محل کارتون سکس نکنید
بعدش دیگه نمیتونید توش کار کنید.
تو دفتر محل کارتون سکس نکنید
بعدش دیگه نمیتونید توش کار کنید.
اینطو نبودم من.
تا همین یه کم قبلنا، یه ترسی داشتم یه چیزی بود که میگفت برای همه مشکل پیش میاد بالاخره دوستیت یه عمر رفتید اومدید. نون خوردین نمکدون شکستین. انگشت به هم رسوندین.
انطو نبودم که الان تقریبن تو سه دقیقه بیخیال میشم به کل که هیچ اصن فراموش میکنم یارو کی بوده چی بوده چرا بوده؟
بعد آزاردهنده بودن ماجرا اینجاس که حتی ناراحتم نمیشم دیگه که مثلن بیخیال یه دوستی ۱۰ ساله شدم. بعد ناراحت میشم از خودم که چرا اینطو شدم؟
اینطو نبودم من.

Wednesday, April 04, 2012

Wednesday, March 28, 2012

امان از دست این مردم پر ز هارت پورت.

Monday, March 26, 2012

دیدم آدما یه شبه عوض میشن
بهشون میگم آدمای یه شبه.

Wednesday, March 21, 2012

Tuesday, March 20, 2012

داشتم فکر میکردم خوشگلترین عکس من مطمئنن اون عکسیه که من وقتی دارم از چشمت عکس میگیرم تو چشمت معلومم.

Monday, March 19, 2012

پمپ بنزین - واقعی. -
کارگر پمب بنزین- سلام مبارک پورشه؟
- نه عزیزم بی ام دبلیویه
کارگر پمب بنزین- اونو میدونم؛ باک ماشین میگم

Sunday, March 18, 2012

ماهی از پاشوره بیرون افتاده
شاپرکها پراشون زخمی شده
نکنه تو گله بره هامون
گذر گرگ بیابون افتاده
تو مثل وسوسه شکار یک شاپرکی
تو مثل شوق رها کردن یک بادبادکی
تو همیشه مثل یک قصه پر از حادثه ای
تو مثل شادی خواب کردن یک عروسکی
تو این همه وقتی که من 6 صب پا میشم تا آماده شم برم سر کار خیلی شده تلفن حرف بزنم کارامو هندل کنم و فیلان.
بهترین تلفن 6 صبم تا به این لحظه برای تو بود. مرسی که روزم ساختی حداقل 1 ساعتشو.
به خدا خوب خابیدن نعمته.
از صدای نفس کشیدن خودم. نمیتونم بخابم شبا.
جو که میگیرتت میخام با بیل دنبالت کنم.
بوی عید میاد هنوز؟ حساسیت من که نیمده سر وقتم.
همه اش تو ته مخم یه چیزی بهم میگه تو همین چند وقت آتی یه چیزی میگه بوووومب همه چیز تموم میشه.

Saturday, March 17, 2012

تجربه یه رابطه جدید برای من آسون نیسش.
برای من نه برای همه شاید برای من سخت تره.
عادت دارم به این پوسته ای که دور خودم دارم.
انگاری تو رحمم.
پنداری تو لاک خودمم. شایدم قفس
من شاید خیلی بدتر از اون چیزی که فکر میکنی باشم شاید خیلی گه تر حتی ولی من اون دسته آدمی که تو ذهنت اوردی در موردش نتیجه گرفتی نیسم.
از سالیان دور تصمیمم تصمیم بوده سعی میکنم از این خونه به خونه نپرم. با اجازه.
اصن باید یه وقتی گذاشت برای شیطان ببینیم دقیقن مشکلش با خدا چیه؟
یه چیزی به من میگه اینا آدم حوا رو بهونه کردن وگرنه میشه سر یه سجده این همه سال با هم دشمن باشن؟
شایدم یکیشون لره.
باید بالاخره یه جایی یه کسی با یه چیزی نوشته باشه.
در مورد احساسات آدم های مقابلتون نظر ندید. میدید نتیجه گیری نکنید. کردید عمل نکنید.
بالاخره هر آدمی اجازه دفاع کردن از حق شو داره. حتی اگه حق نداشته باشه.

Friday, March 16, 2012

درگیرم با خودم. درگیر کارا نکرده ندیده نشده

Wednesday, March 14, 2012

آخر سال که میشه برای همه خوشحالی میاد برای من ماتم.
به جز عیدی دادن هایی که پول مفت دادن محسوب میشه به فیلان کسک فیلان پسک.
به جز حقوق دو برابر پرداخت کردن.
به جز نتونستن گرفتن طلبات از مردم تخمی.
امروز به لطف خدا تامین اجتماعی حساب مسدود کرد. خودمم الان دقیقن 83 هزار تومن پول.

Sunday, March 11, 2012

همون حاله بود که میگفتی داشتم چند روز پیشا نسبت بهت. نسبت بهت پیدا کردم/

Saturday, March 10, 2012

دندونم یکی بعد از اون یکی داره میشکنه.

Thursday, March 08, 2012

چرا باید آدم به مرحله برسه که از شب تعطیلش بدش بیاد؟
چه کاریه هر شب هر شب نعشه کنیم بتمرگیم ور دل هم یا دعوامون شه یا فاز محبت بگیریم به جون هم بیفتیم؟
کیرم تو این شب تعطیل.
ریدم به دهنت احبر با این جنسات.
ریدم به این زندگی.
ریدم به گل. به مرجان به یقلبی به حلبی به دایره.
همه آدمها یه روی گه دارن. من همیشه سعی میکنم از این روم فکر نکرده رد شم. روی انیه آقا.

Tuesday, March 06, 2012

وقتي بهتر ميشم اوضاع بدتر نشه

Thursday, March 01, 2012

رابطه وقتی میخاد جدی بشه من رسمن خایه میکنم. هیچ رابطه ای رو جدی نکنید.

Wednesday, February 29, 2012

چه کاریه یاد گرفتیم هر روز هر روز سوشی میخوریم.؟

Tuesday, February 28, 2012

نگا کن به بغلیت اونم رسید تو هنو سوار نشدی حتی برسی

Thursday, February 23, 2012

موهام زدم. مث همیشه ایندفه فرقش اینه که احساس میکنم جوون شدم. سفیدیاش کمتر معلومه. رنگش خوب بوده لابد

Wednesday, February 22, 2012

ملافه خنک. من و تو. کیرم تو این زندگی

Friday, February 17, 2012

ما به دستای پر زخم عادت داریم.
کی اولین بار زدیم؟
پونزه سالم بود با سم نشسته بودیم لب جوب آب. نمیدونم علی از کجا پیدا کرده بود
ولی یادمه رفتیم مدرسه سوالای امتحان فردا رو دزدیدیم از اتاق تکثیر
از اولشم حال روزم با الکل دراگ جور نبود.

کلن با چیزی که بخاد دقتم کم کنه مشکل دارم، چمیدونم شایدم به خاطره اینه که همیشه باید من راست ریس میکردم اوعضارو. تقریبن وقتی ده سال گذشته زندگیت با یه نعشه باز الکلی باشی همین میشه وضیعتت. حالا نعشه باز الکلیم نه ولی همچین بدشم نمیاد.
سرعتم کم میکنه اینجور چیزا؛ به کل یادم میره چند ساعت گذشته. قدرت تصمیم گیریم میاد پایین. توهم میزنم. فکرم بسته میشه.
صرفن شاید بتونم گل بپذیرم اونم تو تنهاییم یا صرفن با دو سه نفر که بهشون اطمینان دارم.
سینگل بانو سینگل گیسو سینگل چش.
یه تخت داشتیم تو خونه ساخته شده بود از دو تا تخت یک نفره. ماله منم نبودش ماله علی بود.
بعد اینطو تختی بود که مثلن یه شب تا صب روش میخابیدی شیرین دیسک کمر گرفته بودی.
ولی ما دوسش داشتیم چرا؟ به این دلیل که با اینکه یه تخت بود ولی در واقع دو تا قسمت داشت هر کی سمت خودش میخابید. هر وقتم با هم حال نمیکردیم هر کی سمت خودش هول میداد یه وری میخابید.
دو تا تخت دیگه هم داشتیما ولی باز این یه چیز دیگه بود، حالا چرا اینقدر در مورد این تخته گفتم؟
دیشب علی میخاس تخت رو بندازه بره که چمیدونم سرویس خواب فیلان خریده برا خودش دشکارو ور داشتم اوردم گذاشتم کنج اتاقم.
نه که خیلی جا داشتم اینا رو هم اوردم کاشه کردم.
خاطره دارم باهاشون خب.
آدما دیگه نمیرن. ترک نمیکنن. ترک نمیشن.
آدما محو میشن. غیب میشن.
آدما، کیریس آنجل شدن.

Monday, February 06, 2012

بعد باید بشینیم در مورد دلیل جریان پایین صبت کنیم.
که اصن چرا ما اینطوری شدیم, چرا ارتباط هامون محدود شدیم این چیزا.
خوب اولین دلیلش شرایط زندگی جفتیمون بود تو با اون وضع من با این وضع
چمیدونم آقا.
ولی بهتر هم بود.
لابد
داشتم فکر میکردم بشینم امشب بهش بگم داداش چرا آدمایی که میشناسیم اینقد کسشر شدن. البته شدنش که شایدم بودن از کجا معلوم.
صددرصد بودن اصن چار صباهه به این نتیجه رسیدیم مقداری با مردم روابط گسترده داشته باشیم. معاشرت کنیم مثلن
یعنی تو بحر هر کی رفتیم دیدیم فقط دور نماش خوبه از جلو یه کسشر واقعیه
وا باز میگم موجوداتی هستیم که با همم نمیتونیم بسازیم چه برسه یکی دیگرو هم بیاریم ور دلمون بشونیم.

Friday, February 03, 2012

In the 70s remember 60s

In the 80s Love 70s

In 90s...better 80s

in 2012...90s the best songs ever..

Tuesday, January 31, 2012

From Ali :
cheshm asali chetoori? to benzin dari man kon goshadam miam ba mashin to miram pishe un koskesh. albate ba ejaze CHESHM ASALI JOOOONAAAA :)) CHESHM ASALI ;;)
من از اینکه مث آدم بزرگا حرف بزنم بدم میاد.
دوس ندارم مثلن پای تلفن بگم مثلن خوشحال شدم از اینکه صدات شنیدم
یا قربانت عزیزم خدافظ
یا اصن هر چیزی که شبیه آدمهای بزرگ باشه.
من با همین ادبیات تخمی خودم بیشتر حال میکنم
اصن به تخمم که دارین بزرگ میشین شبیه آدم بزرگا میشین من همین شکلی میمونم.

Monday, January 30, 2012

اینجایی که من هستم خوبه ولی مال من نیس.
بهترین اتفاق چند هفته اخیر این بود که دانیال امروز زنگ زده میگه پورآآ دون آشو برو سر آر.

باور کنید چیزی در مورد ضعف کردن برای یه نفر نمیدونید.
تورو خدا جمع کنید این عینک های مدل آگلی بتی تونو.

Sunday, January 29, 2012

تف کنم روش /
شکستن وسایل جلو دست در موقع عصاب خوردی از ویژگی های بارز نژادمونه .
دیگه پولی نمونده برام باهاش برم موبایل بخرم برای همین موبایل علی پرت کردم به سمت دیوار
مثلن میخای اعصاب من له کنی؟ خب آفرین تونستی.

Saturday, January 28, 2012

بعد از تغییر ناگهانی رنگ موهای سر صورت و پشمای سینه و جاهای مختلف چند روزیه شاهد تغییر رنگ چشم هام هستم.
میریم که داشته باشیم چشم عسلی شدن را.

Thursday, January 26, 2012

آیم این لاو ویت یو.
حالم اینطو که میشه قرار یه اتفاقاتی بیفته برام همیشه هم افتاده ها.
ازحال اینطوریم خوشم نمیاد

Wednesday, January 25, 2012

واقن چی داره سرمون میاد؟
تو چقدر پول داری جدی؟
اینجایی که من هستم آدم خاب زیاد میبینه
دیشب خاب دیدم با رامین سوار شاپوریم جلو دکه کسچرخ میزنیم.

Tuesday, January 24, 2012

ساعت 6 صب اینا بود موبایلم زنگ خورد تو خواب بیداری گفتم ریدم به این زندگی که یه چرت اومدیم بعد عمری بخوابیم تو رنگ میخوری تو حال التماس بودم که تورو خدا قطع شو تورو خدا زنگ نخور. یه آن گفتم نکنه تو باشی به حالت جفت پا پریدم به سمت تلفن یه زنیکه ان بود با آقا حمید کار داشت. ریدم به قبر آقا حمید خب.

Monday, January 23, 2012

حالا هی ادا درار
مثقال باز کردم گذاشتم جلوم گزارش لحظه به لحظه میگیرم زندگیم تبدیل میکنم ببیمنم چقدر میشه.
دیگه شوما به بزرگی خودتون ببخشید من هنوز کیس گوش نمیدم با راکت تنیس گیتار نمیزنم.
دیگه شوما به بزرگی خودتون ببخشید من بعضی اوقات اینقدر بلند بلند فکر میکنم که همه میفمن.
دیگه شوما به بزرگی خودتون ببخشید که به تخممین وقتی دارم بعد از یه عمری با نازیلا حرف میزنم میان پشت خطم جوابتون نمیدم.
و این صداس که میماند.
From Ali:
ترکه وصیت میکنه: من از شب اول قبر میترسم منو شب دوم خاک کنید
خوردم زمین مادرم اومد جلو چشام.

Saturday, January 21, 2012

عین سگ دلم برات تنگ شده بچک
همون فقط تو به من بگو وای ‍پی
خب. هر کسی نباید به من بگه که.
واقن من تبریک میگم به این تعداد مویی که رو کلت کاشتی.
از صب دارم رابرت مایلز گوش میدم و از کرده خود راضیم. کسخار هرکی میگه بده.
پیتیکو پیتیکو
با گراز زندگی کردن سخت است.

Friday, January 20, 2012

Thursday, January 19, 2012

:)) تابلو ترین دروغ عمرم گفتم
گفتم خاله ام اینا میان خونمون مهمون داریم نمیتونم شب بیام پیشتون
From Ali:
gharare bache ha ta 1 2 sa@ dige bian inja, fekr kardam va didam behtare to nabashi to jamemon. hamon jayi ke hasi bemon felan be manam zang nazan ta vaghti akhlaghet ine be man zang nazan. asan naya to in khune, kiram dahanet ke ridi be tamame roozam. madar sage goh khasam kardi ridam be to be un academy be kalle pedare jakeshet ke to konio pas andakht. khase shodam baske goftam pooria felan karo bokoni gofti man nistam, kar daram, hosele nadaram, va az in ghabil koso shera bishtar az inam ja nadare type konam barat GOH
توهم کسشر نده.
چاق ALL
اودی کنیم بمیریم شاید.
از نفس نفس زدنت متنفرم.

Wednesday, January 18, 2012

من ریدم به این زندگی که واسه خودم جم کردم.

Tuesday, January 17, 2012

LCT4-2 کجایی که یادت بخیر
تو چند سال اخیر یه تخم بودم که یه پوریا بهش وصل بوده همه چیز رو هم به خودم میگرفتم حواله میدادم.

Monday, January 16, 2012

تو این هفت میلیارد نفری که تو دنیا هسن من باید تو کف تو سنده چرا بمونم؟
یارو تو فیس بوک نوشته با تشکر از اصغر فرهادی
اصغر فرهادی زیرش نوشته مچکر
الان داشتم به خودم نگاه میکردم متوجه شدم چقدر بی دلیل به خودم چیز میز آویزون میکنم.
یه تسبیح که مال مادر بزرگم بوده دستمه یه دست بند چرم نازیلا برای تولدم داده اونم دستمه یه حلقه علی بهم داده انگشتمه یه ساعت بابام بهم داده دستمه یه گردنبند اوم دارم سپهر داده گردنمه یه زنجیر با آویز وای پی هم گردنه
واقن چرا؟
پر مسافرت ترین روزای عمر.
جدی جدی من بعضی وقتا یادم میره یه دوسیم دارم.
جلو آینه که وایمیسم یه طوریم میشه. هی از این پا به اون پا میشم هی با صورتم ور میرم و فیلان.

Saturday, January 14, 2012

من واقن عقب مونده شدم. تکنولوژی پشمای آدم میسوزونه از این اتاق با موبایل عکس میفرستی پرینتره میده از اون اتاق بیرون.
بهش گفته من میتونم شماره ت داشته باشم اونم گفته البته که میتونین شماره من داده. چرا؟ چون کونش میخاره. چون مریضه. چون دیوث کرم داره.
مادرم از صب گاییده مرتیکه اینقدر اسمس مختلف عاشقانه زده برام.
خاب دیدم با یه آقایی دوست شدی به اسم آقای علی مقدم بعد من خیلی ریلکس دارم میگم به تخمم اینا صب از خاب بیدار شدم فیسبوک کردم ببینم این علی آقای مقدم اصن چه انی هستو اینا. خدایش ان بود. سلیقت ریده گلم.
یکی دیگه از مشکلات اینجا آفتابه.
برای موجوداتی که شبا بیدارن چمیدونم شاید تازه دمه صب بخابن معضل محسوب میشه همین که کپه مرگت گذاشتی نور خورشید بخوره تو چشت. پرده ندارم پولم ندارم بخرم.
یکی از مشکلاتی که اینجا داره تراسشه.
نصف وقتم دارم رو این صندلی پلاستیکی هدر میدم با یه لیوان حالا هرچی باشه.
من جدی عاشق دیدن منظره کثافت شهرم

Friday, January 13, 2012

میخابم و پشمام میریزه از خواب هایی که میبینم
نخابمم, پشمام میریزه از چیزایی که میبینم
دروغ نگفتم اگه بگم حسودترین آدمی هستم که تو زندگیم دیدم ولی باور کن نه تنها به تو حسودی نمیکنم بلکه هه هه خندم میگیره هه هه خندم میگیره.

Thursday, January 12, 2012

برای اینکه راحت تر باشم کاری میکنم توسط دوستام پیچیده بشم.

Friday, January 06, 2012

نوک انگشتام یخ میکنه یا کمبود خون دارم یا محبت.
و روزای فکر کردن به خانواده.

Monday, January 02, 2012

بهترین چیزی که میشد برات نوشت همین نوشته بود از سوت زدن در تاریکی

دور بودیم
دور
صدای هم را نمی‌شنیدیم


نزدیک شدیم
تکان خوردنِ لب‌ها را می‌دیدیم
صدای هم را نمی‌‌شنیدیم


نزدیک‌تر شدیم
صدای هم را می‌شنیدیم
کلماتِ هم را نمی‌فهمیدیم


نزدیک‌تر شدیم
کلماتِ هم را می‌فهمیدیم
طعمِ کلماتِ هم را نمی‌دانستیم


نزدیک‌تر شدیم
آن‌قدر که لب‌ها را به هم دوختیم
و کلمات به هم پیچیدند


کلماتِ پیچیده دورمان کردند
دور...!

Sunday, January 01, 2012

دراما کوئین چه خبر؟
شاید واقن من توهمی شدم مگه میشه همه بهم بگن توهم میزنی این چیزا من قبول نکنم؟
متوهم چه خبر؟