Wednesday, February 29, 2012

چه کاریه یاد گرفتیم هر روز هر روز سوشی میخوریم.؟

Tuesday, February 28, 2012

نگا کن به بغلیت اونم رسید تو هنو سوار نشدی حتی برسی

Thursday, February 23, 2012

موهام زدم. مث همیشه ایندفه فرقش اینه که احساس میکنم جوون شدم. سفیدیاش کمتر معلومه. رنگش خوب بوده لابد

Wednesday, February 22, 2012

ملافه خنک. من و تو. کیرم تو این زندگی

Friday, February 17, 2012

ما به دستای پر زخم عادت داریم.
کی اولین بار زدیم؟
پونزه سالم بود با سم نشسته بودیم لب جوب آب. نمیدونم علی از کجا پیدا کرده بود
ولی یادمه رفتیم مدرسه سوالای امتحان فردا رو دزدیدیم از اتاق تکثیر
از اولشم حال روزم با الکل دراگ جور نبود.

کلن با چیزی که بخاد دقتم کم کنه مشکل دارم، چمیدونم شایدم به خاطره اینه که همیشه باید من راست ریس میکردم اوعضارو. تقریبن وقتی ده سال گذشته زندگیت با یه نعشه باز الکلی باشی همین میشه وضیعتت. حالا نعشه باز الکلیم نه ولی همچین بدشم نمیاد.
سرعتم کم میکنه اینجور چیزا؛ به کل یادم میره چند ساعت گذشته. قدرت تصمیم گیریم میاد پایین. توهم میزنم. فکرم بسته میشه.
صرفن شاید بتونم گل بپذیرم اونم تو تنهاییم یا صرفن با دو سه نفر که بهشون اطمینان دارم.
سینگل بانو سینگل گیسو سینگل چش.
یه تخت داشتیم تو خونه ساخته شده بود از دو تا تخت یک نفره. ماله منم نبودش ماله علی بود.
بعد اینطو تختی بود که مثلن یه شب تا صب روش میخابیدی شیرین دیسک کمر گرفته بودی.
ولی ما دوسش داشتیم چرا؟ به این دلیل که با اینکه یه تخت بود ولی در واقع دو تا قسمت داشت هر کی سمت خودش میخابید. هر وقتم با هم حال نمیکردیم هر کی سمت خودش هول میداد یه وری میخابید.
دو تا تخت دیگه هم داشتیما ولی باز این یه چیز دیگه بود، حالا چرا اینقدر در مورد این تخته گفتم؟
دیشب علی میخاس تخت رو بندازه بره که چمیدونم سرویس خواب فیلان خریده برا خودش دشکارو ور داشتم اوردم گذاشتم کنج اتاقم.
نه که خیلی جا داشتم اینا رو هم اوردم کاشه کردم.
خاطره دارم باهاشون خب.
آدما دیگه نمیرن. ترک نمیکنن. ترک نمیشن.
آدما محو میشن. غیب میشن.
آدما، کیریس آنجل شدن.

Monday, February 06, 2012

بعد باید بشینیم در مورد دلیل جریان پایین صبت کنیم.
که اصن چرا ما اینطوری شدیم, چرا ارتباط هامون محدود شدیم این چیزا.
خوب اولین دلیلش شرایط زندگی جفتیمون بود تو با اون وضع من با این وضع
چمیدونم آقا.
ولی بهتر هم بود.
لابد
داشتم فکر میکردم بشینم امشب بهش بگم داداش چرا آدمایی که میشناسیم اینقد کسشر شدن. البته شدنش که شایدم بودن از کجا معلوم.
صددرصد بودن اصن چار صباهه به این نتیجه رسیدیم مقداری با مردم روابط گسترده داشته باشیم. معاشرت کنیم مثلن
یعنی تو بحر هر کی رفتیم دیدیم فقط دور نماش خوبه از جلو یه کسشر واقعیه
وا باز میگم موجوداتی هستیم که با همم نمیتونیم بسازیم چه برسه یکی دیگرو هم بیاریم ور دلمون بشونیم.

Friday, February 03, 2012

In the 70s remember 60s

In the 80s Love 70s

In 90s...better 80s

in 2012...90s the best songs ever..