Tuesday, December 31, 2013

به خدا خود کائنات هم بیاین زمین من باورم نمیشه که الان سریدار خونم داشت با گوگل مپ خرم آباد شهرشون میدید و های دل تنگی میکشید. به فاطمه زهرا الان به من بگن گوگل کن خرم آباد یه ربع باید فکر کنم. آیفون تو چه کردی با مردم؟

Monday, December 30, 2013

نمونه بارز يه ادم تعويض شدم. 
 از اون پوريايى كه چار سال پيش هيچ گونه گهى نميخورد، الان نشسته داره قارت قارت ويدكيك ميخوره قاه قاه ميخنده 

Sunday, December 29, 2013

فك كنم دومين بار بود باش حرف ميزدم، اصن هيچ شناختى نه ازش داشتم نه ميخام داشته باشم. 
هيچگونه احساس فاميل بودن هم بهم دست نداده بود. اينكه ميگن خون، خون ميكشه، كسشره. 
ميگه وسيله دارى ميگم بله چطور؟ ميگه بيا مارو ببين. ميگم چشم خدمت ميرسم شروع ميكنه به گفتن كه اره مهندس( شوهرش) كمر درد داره از وقتى برگشتن از امريكا مجبوره ببرتش دكتر، چميدونم خونه ان ساله قديميشون با مهندس چى چى شريك شدن دارن ميسازن. قرار شده حالا فيلان كنن بهمان. 
من ادم مشكوكيم، شكاك تخمى. چه دليلى داره بعد ٢٨ سال بياى با من حال احوال كنى؟ 
عمم بود پا تلفن. ريدم. 

Friday, December 27, 2013

Sunday, December 08, 2013

چرا نظر ميدى؟ 
پشمام ميريزه از وجودت تمام اون مدتى كه من داشتم نگات ميكردم لبات جمع كرده بودى داشتى عكس ميگرفتى، روز به روز بيشتر ثابت ميكنى هيچى نيستى 
امروز تولد مامانمه. :(