میخابم و پشمام میریزه از خواب هایی که میبینم
نخابمم, پشمام میریزه از چیزایی که میبینم
Friday, January 13, 2012
Friday, January 06, 2012
Monday, January 02, 2012
بهترین چیزی که میشد برات نوشت همین نوشته بود از سوت زدن در تاریکی
دور بودیم
دور
صدای هم را نمیشنیدیم
نزدیک شدیم
تکان خوردنِ لبها را میدیدیم
صدای هم را نمیشنیدیم
نزدیکتر شدیم
صدای هم را میشنیدیم
کلماتِ هم را نمیفهمیدیم
نزدیکتر شدیم
کلماتِ هم را میفهمیدیم
طعمِ کلماتِ هم را نمیدانستیم
نزدیکتر شدیم
آنقدر که لبها را به هم دوختیم
و کلمات به هم پیچیدند
کلماتِ پیچیده دورمان کردند
دور...!
دور بودیم
دور
صدای هم را نمیشنیدیم
نزدیک شدیم
تکان خوردنِ لبها را میدیدیم
صدای هم را نمیشنیدیم
نزدیکتر شدیم
صدای هم را میشنیدیم
کلماتِ هم را نمیفهمیدیم
نزدیکتر شدیم
کلماتِ هم را میفهمیدیم
طعمِ کلماتِ هم را نمیدانستیم
نزدیکتر شدیم
آنقدر که لبها را به هم دوختیم
و کلمات به هم پیچیدند
کلماتِ پیچیده دورمان کردند
دور...!
Sunday, January 01, 2012
Thursday, December 29, 2011
Monday, December 26, 2011
Saturday, November 26, 2011
Monday, November 14, 2011
Monday, November 07, 2011
میدونی من بیشتر از اینکه به تو مدیون باشم به اسکایپ مدیونم. مدیونم چون وقتی ازش برای تو استفاده میکنم تموم زندگیمون میاد جلو چشمم.
از بچگیمون. بچگی بچگی هم نیا ولی خب.
زدیم گاییدیم همو
قهر کردیم عین ان با هم
تو کون هم بودن هامون
زیر آب هم زدنهامون
لایی کشیدن هامون.
یا همین الان که محل انم به هم نمیزاریم
من مدیونم بهت به دوست داشتنت.
از بچگیمون. بچگی بچگی هم نیا ولی خب.
زدیم گاییدیم همو
قهر کردیم عین ان با هم
تو کون هم بودن هامون
زیر آب هم زدنهامون
لایی کشیدن هامون.
یا همین الان که محل انم به هم نمیزاریم
من مدیونم بهت به دوست داشتنت.
Subscribe to:
Posts (Atom)