بهش گفته من میتونم شماره ت داشته باشم اونم گفته البته که میتونین شماره من داده. چرا؟ چون کونش میخاره. چون مریضه. چون دیوث کرم داره.
مادرم از صب گاییده مرتیکه اینقدر اسمس مختلف عاشقانه زده برام.
Saturday, January 14, 2012
Friday, January 13, 2012
Friday, January 06, 2012
Monday, January 02, 2012
بهترین چیزی که میشد برات نوشت همین نوشته بود از سوت زدن در تاریکی
دور بودیم
دور
صدای هم را نمیشنیدیم
نزدیک شدیم
تکان خوردنِ لبها را میدیدیم
صدای هم را نمیشنیدیم
نزدیکتر شدیم
صدای هم را میشنیدیم
کلماتِ هم را نمیفهمیدیم
نزدیکتر شدیم
کلماتِ هم را میفهمیدیم
طعمِ کلماتِ هم را نمیدانستیم
نزدیکتر شدیم
آنقدر که لبها را به هم دوختیم
و کلمات به هم پیچیدند
کلماتِ پیچیده دورمان کردند
دور...!
دور بودیم
دور
صدای هم را نمیشنیدیم
نزدیک شدیم
تکان خوردنِ لبها را میدیدیم
صدای هم را نمیشنیدیم
نزدیکتر شدیم
صدای هم را میشنیدیم
کلماتِ هم را نمیفهمیدیم
نزدیکتر شدیم
کلماتِ هم را میفهمیدیم
طعمِ کلماتِ هم را نمیدانستیم
نزدیکتر شدیم
آنقدر که لبها را به هم دوختیم
و کلمات به هم پیچیدند
کلماتِ پیچیده دورمان کردند
دور...!
Sunday, January 01, 2012
Thursday, December 29, 2011
Monday, December 26, 2011
Saturday, November 26, 2011
Subscribe to:
Posts (Atom)