Friday, June 14, 2013
Monday, June 10, 2013
نشستم به ديدن عكسات هى ميبينم بيشتر حرص ميخورم، نيلو زنگ ميزنه اين مابين به بدترين حالت ممكن ميرينم سر تا پاش. كاملن بى دليل و مقصرم تويى ، تو باعث ميشى من اينطور بشم. بهترين راه همونيه كع خيلي وقته ميدونم. منه كسكش بايد تورو به طور كامل حذف كنم از زندگيم. اصلن و ابدا نبايد خبردار شم از تو به هر نحوى و دليلى.
Tuesday, June 04, 2013
براى هومن نوشتم
"برادر، رفيق، به نظرت فهيمتراز من. ننه بابا گشنه. منم درست مث خودت همونجا تو همون پارك، لب همون جدول جوب بزرگ شدم. فقط چنتا فرق بزرگ عمده با تو دارم.
چنتاش ايناس، من تقريبن همه جايه دنيا رو ديدم. تو خيلى از جاها زندگى كردم، چارتا لاشخورتر از تورو ديدم باشون نشستم پاشودم. از شونزده سالگى خودم بودم تخمم الان به اينجا رسيدم كه لااقل ميدونم خودم باشم كافيم برا خودم. اونجايى كه شما ماچ ميكنىيه قبلن و الانش يه وجب پايينتر از ناف من بوده. لپ كلوم خونه قاضى گردو زياد داره ولى گردوهاش هم صاحب داره هم حساب. بهتره ديگه نبينيم همو.
من الله توفيق"
خودم عشق كردم از ايميل خودم
Monday, May 27, 2013
امروز فهميدم منم مث بقيه جماعتم، و حتى مقدارى نژادپرست و ظاهربينم.
چرا؟ چون امروز داشتم ليست استخدامى شركت نگاه ميكردم چندتا رو انتخاب كردم بيان مصاحبه، حالا مثلن مهندس فيلانم نميخاستيما، كارگر ميخواستيم، نظافتچى جز.
چندتا مرد چندتا پسر اومده بودن، تو اين فكر بودم كه واقن بيكارى هم داستانيها. تا مدير سالن بياد بين اينا يكى رو انتخاب كنه يه نگاه بشون كردم خيلى عوضى مانند رفتم پذيرش گفتم اين پسر كه كله اش تيغ زده قيافه نادخى داره. ردش كنين بره به
كار ما نمياد.
اومدم دفتر يه آن به خودم اومدم ديدم چه حيوون مانند دارم جاج ميكنم، اصن تو چه شناختى دارى از مردم كه اينطور ميگى در موردشون؟
اصن خودت خيلى توجيه ظاهرى دارى؟ تا حالا كله ات تيغ نزدى ؟ تا حالابه ظاهر ديگران يه گولاخ نادخ نبودى؟ هميشع لباس اتو كرده تنت بوده؟ نشده حوصله دوش گرفتن نداشته باشى همينطورى بياي سر كار؟ اگه به گير باشه كه حراست آكادمى نبايد حتى من از در آكادمى راه ميداد تو.
با اين وضيعت نئشگى دائميت با اين طرز لباس پوشيدنت، با اين طرز حرف زدنت با اين شعور نداشتت اگه يه نفر نبايد تو ايم مجموعه باشه منم نه اون كارگر بدبخت كچل.
فاشيست كسكش
Friday, May 24, 2013
خانوم انتظاري مارو گاييده، خانوم انتظاري را به را اسمس ميده صدا نكنيد، پا نكوبيد، راه نريد، نگوزيد.
خانوم انتظاري فكر ميكنه من شبا با علي تو خونه گرگم به هوا بازي ميكنم .
خانوم انتظاري پشت در خونه ما زندگي ميكنه.
خانوم انتظاري حتي زماني كه من ايران نبودم اسمس ميداد صدا نكنيد، حتي من دو بار علي رو فرستادم سفت بكنتش شايد بكشه بيرون از ما ولي نچ پير بيوه طبقه پاييني مارو گاييده و گاييده
Tuesday, May 21, 2013
Friday, May 17, 2013
Tuesday, May 14, 2013
Friday, May 03, 2013
Subscribe to:
Posts (Atom)