Friday, September 24, 2010
Wednesday, September 22, 2010
Tuesday, September 21, 2010
Saturday, September 11, 2010
Saturday, September 04, 2010
Monday, August 30, 2010
از حموم که میام بیرون اساماست میبینم که نوشتی قبل از اینکه بری تو اون خاکخول همیشگیت بیا دنبال من، من بزار خونهت. حالم خرابه.
میرم دنبالش سوار میشه با کولهپشتیش میگم طبق معمول ممد گوزید فاطی اخم کرد دعوا کردین قهر از خونه دیگه؟ حرف نمیزنه.
میزارمش دم خونه کلید میدم دستش میگم غذاهایی که میخوردی هنوز سر جاش تو فریزره، هناق کن، نخواستی بگو از حاجداوود ناهار بیارم واست.
ساعت دو بیخیال کار میشم با گفتن یه عمر دیر شده یه روز دیگه هم روش خودم گول میزنم ول میکنم میام سمت خونه.
در باز میکنی میام تو اولین جملهای که ازت میشنوم بعد چند وقت اینه " پوری ریدم به قبرت که این زن تخمی رو گذاشتی تو دامن ما ریدی تو همه چی، ریدم به قبرت که ریدی به زندگیم " اساماس میزنم به تپل که داداشیت گوز داده قبض گرفته پاشو بیا جمعش کن.
بعد یکسال چارتاییمون نشستیم تو آلاچیق همیشگیمون کباب میخوریم خالهزنک بازی رو آغاز کردیم.
میرم دنبالش سوار میشه با کولهپشتیش میگم طبق معمول ممد گوزید فاطی اخم کرد دعوا کردین قهر از خونه دیگه؟ حرف نمیزنه.
میزارمش دم خونه کلید میدم دستش میگم غذاهایی که میخوردی هنوز سر جاش تو فریزره، هناق کن، نخواستی بگو از حاجداوود ناهار بیارم واست.
ساعت دو بیخیال کار میشم با گفتن یه عمر دیر شده یه روز دیگه هم روش خودم گول میزنم ول میکنم میام سمت خونه.
در باز میکنی میام تو اولین جملهای که ازت میشنوم بعد چند وقت اینه " پوری ریدم به قبرت که این زن تخمی رو گذاشتی تو دامن ما ریدی تو همه چی، ریدم به قبرت که ریدی به زندگیم " اساماس میزنم به تپل که داداشیت گوز داده قبض گرفته پاشو بیا جمعش کن.
بعد یکسال چارتاییمون نشستیم تو آلاچیق همیشگیمون کباب میخوریم خالهزنک بازی رو آغاز کردیم.
Saturday, August 28, 2010
Thursday, August 26, 2010
صدای موزیک داشت اذیتم میکرد. بلند میشم میام تو اتاقم، با اینکه خونه خودمه ولی فضا برام غریبهاس، تاره یه جورایی. دراز میکشم رو تختم. در میزنی میای تو، نمیشناست. هیچ ایدهای ندارم کی هستی، میلولیم تو هم. لباسم در میارم لباست در میاری فضا عوض میشه به پنجره نگاه میکنم برف گرفته. تازه میفهمم دارم خواب میبینم با خیال راحت به کارم ادامه میدم و بعدش میگیرم میخوابم.
از خواب بیدار میشم میبینم بغلم خوابیدی.
از خواب بیدار میشم میبینم بغلم خوابیدی.
Thursday, August 19, 2010
Thursday, August 12, 2010
Subscribe to:
Posts (Atom)