Sunday, September 25, 2011

هر گهى ميخورم پشيمون ميشم
من كلهم شرمندم

Tuesday, August 23, 2011

بله شوما دروغاتم قشنگه

Saturday, July 16, 2011

دنیا قدیم برام یه میل نوشته بود که چمدونم مشق چیچی نمیدونم کجاش بوده هرز گاهی میرم میخونمش هی میگم منو میگه منو میگه
رد داده. رد داده. رد داده. رد داده. رد داده. رد داده. رد داده. رد داده. رد داده. رد داده. رد داده. رد داده. رد داده. رد داده. رد داده. رد داده. رد داده. رد داده. رد داده. رد داده. رد داده. رد داده. رد داده. رد داده. رد داده. رد داده. رد داده. رد داده. رد داده. رد داده. رد داده. رد داده. رد داده. رد داده. رد داده. رد داده.

Friday, July 08, 2011

Friday, July 01, 2011

تا میام تمرکز کنم صدای تیک تیک ساعت میشنوم

Wednesday, June 01, 2011

نخش بر آبم.
یع چیزی رخنه کرده توم رمق ندارم

Saturday, May 07, 2011

تحملم رفته بالا الان 12 ساعته منتظرشم.

Friday, May 06, 2011

جنگ من با خودم زمانی شروع میشه که از جلویه آژانس هواپیمایی رد میشم
دقیقن زمانی که به خودم میگم برم توش اولین بلیطی که مونده به پروازش بخرم
بزارم فرار کنم

Friday, April 15, 2011

از یه چند سالی شد که دیگه پیگیر نشدم پیگیر هیچی
تو جو هیچی نرفتم
فقط بعضی اوقات میام یه دون میپاچم میرم تو قفسم
یعنی مثلن سالی ماهی یه بار میرام میگم آقا مثلن من دلم برات تنگ شده بعد احساس میکنم دیگه مسئولیتم انجام دادم میرم باز تو قفسم
ولی بعضی وختا مثلن دلتنگیه میخاد بیاد قالب بشه تا دمش میره ها باز نمیتونه آرزو به دلم موند یه دفه بتونه باز نمیتونه
کاش دوباره میتونستم پیگیر آدما بشم
حتی اون روز ماه سالی که اینطوری شدم یادمه
ریدم تو دهنت آدمی که باعث شدی من اینطوری بشم
خیلی عذابه بعضی وقتا اصن به تخمتم نباشن آدما.

Sunday, March 20, 2011

تاثیر میزاری روم وقتی ناراحتی ده برابر
رو اعصابم رو
رفتارم رو
رو اخلاقم
رو افکارم
رو انجامم
رو بر خوردم.
.
علی بهت حسودی میکنه یل

Saturday, March 12, 2011

خیلی بده آدم هر اتفاقی که براش میفته بگه تخمم

Wednesday, March 09, 2011

از صب بلند شده اومده دفتر پیش من تا ساعت 8 شب میگفت عجب بازی میشه امشب عجب فوتبالی از ساعت 8 هم داره کسشر میخره هنگام دیدن فوتبال بخوره بهش میگم علی حالا طرفدار کجا هستی اینقدر خوشحالی میگه طرفدار یونیسفم.

Thursday, March 03, 2011

واقن چیکار دارم جز این کار؟

Monday, February 28, 2011

پای بدبختش تو تصادف از بالای زانو قطع شده بعد برای اینکه محبت کنه به یارو بدبخته برداشته یه پلیر پر از موزیک کرده برده بیمارستان داده به یارو بعد موزیک اولی که یارو پلی کرده گفته میخام برم پا ندارم

Saturday, February 26, 2011

یه ساعت هایی هست ما بین ظهر تا عصر هرزگاهی دلم میخاد توش بمیرم.

Friday, February 25, 2011

تبخال چی میگه نصفه شب؟
آگهی دادن برای جذب یه نظافتچی یه آقایی اومده بود اینقدر متشخص بود یه آن میخاستم بهش بگم برادر شما بشین جا من. من خودم یه جاروئه میزنم هر شب قبل رفتن

Thursday, February 24, 2011

تو میدون ونک موتوریه ازش پرسید داداش من چطوری باید برم برزیل؟ گفت با هواپیما.