Wednesday, September 11, 2013
Wednesday, August 14, 2013
یه آشنایی داریم ما که زیاد در ارتباط نیستیم اصن زیاد چرا اصن در ارتباط نیسیم از اونجایی که بدک نمینویسه این حرفا من هرزگاهی جلو چشم بیاد نوشته هاش میخونمشون این حرفا.
دو سه بارم شاید با هم حرف زدیم در مورد نمیدونم چی چی.
خلاصه این عزیز تازگیا نمیدونم مریضی چی چی گرفته که شبیه ام-اس میمونه اینا.
این بیچاره هم با اون قلم عجیب غریب اعتیاد آورش مینویسه در موردش من هر بار میخونم دلم ریش میشه به گا میرم از این جبر تخمی زمونه. یعنی کلن من مریض جماعت میبینم میخام خودم بزنم متنفرم از مریضی درد این چیزا.
دل کوچیکم در مورد این چیزا خیلی داغون این حرفا.
کاش ننویسه. یا کاش من بتونم نخونمش.
Thursday, July 25, 2013
شما به من زنگ ميزني، موبايل بنده رو ميگيري.
حالا به هر دليلي من جواب نميدم، يا نميشنوم يا دستم بنده يا كار دارم يا هرچي. مطمين باش اون وسط مينويسه ميس كال ماشالله با وضيعت تخمي مخابرات ايران يه تكسم مياد كه شما يه تماس از دست رفته از فيلان داريد.
حالا من يا زنگ ميزنم يا نميزنم.
اينكه من تو ٥ دقيقه از شما ٤ تا ميسكال دارم باعث ميشه پشمام بسوزه كه واي مرده يكي. با استرس بگيرمت بگم چي شده؟ بگي هيچي خاستم حالت بپرسم
Monday, July 15, 2013
Sunday, July 07, 2013
Thursday, July 04, 2013
Subscribe to:
Posts (Atom)
