Friday, August 31, 2012

بهشت زهرا، الان پيش رامين نشستم.
ساعت يك ربع به هفته صبحه. احبر هنوز نرسيده، يك سال شد رفتى آر وى خان. آخرين روغنى كه خودت گرفته بودى اورديم پيشت بكشيم بريم. عجيب بچه اي بوديى، عجيب

Thursday, August 30, 2012

اداى من در نيار، من نبين من نخون من نيا. خوشم نمياد از اين كارت، بار بعد به صورت جدى برخورد ميكنم
يكيمون باباش مرده، يكيمون مادرش، دوتامون بچه طلاقيم، يكيمون بچه طلاقه سه روز پيش شوهر مادرش مرده باباش تازگى ازدواج چهارم كرده. يه مشت بى خانواده انيم كه تنها چيزى كه داريم تو زندگى پوله
احبر که گم میشه در خوشبینانه حالت میگیم یه گوشه اوور کرده؛ اگه بیشتر 7 8 ساعت از گم شدنش بگذره تازه تماس گرفتن با خونه مامانش بعد باباش شروع میشه, اگه رفت رو 12 13 ساعت میریم بیمارستانا پاسگاها و فیلان بالای 20 ساعت که شد دنبال مسجد میگردیم برای ختمش و اینا. بالای دو روز که شد میریم تو تراس خونش ورش میداریم میبریم بهش سروم میزنیم

Wednesday, August 29, 2012

گذشت اون دوران که دستامونو تو یه منظره خوب باز میکردیم مدل جک تایتانیک عکس میگرفتیم. به خدا گذشت. این مدل حتی از کف آسفالت نشستنم قدیمی تره به خود بانو فاطمه

Tuesday, August 28, 2012

نه به شلواره نه به رفتاره نه قداره نه حرفاته نه حركاتت، نه به پرپاچه هايه علافت، ميشناسيم ولي من تورو نه ....
- ديگه نبود گنبد كبود جاش اسمون خراش داشت قد بلندش به رخ من ميكشيد- احبر
با من درست صحبت كن. من كسشراى دورورت نيستم.

Monday, August 27, 2012

براى على غذا اوردن تو نعشگى مرفين على آقا فاز رژيم يقه شو گرفته، داره به يارو فارسى ميگه آقا اينا كه روغن نداره؟ پرستاره هم عين بز داره نگاه ميكنه بش. به پرستاره ميگم حله بفرماييد اينا يه هو قيافه جدى گرفته از رو تخت ميگيره هي سر نور اويل اوكي نور اوين، مشكل منم كسخل جمع ميكنم دور خودم
بيمارستانم، على كشاله پاشو عمل كرده. اون رو مرفينه من رو علف؛ جفتى نعشه ايم، از اتاق زدم بيرون برم يه تابى بخورم تو حياط بيمارستان، داشتم كسچرخ ميزدم تو حياط چشام به خيابون. نميدونم به خاطر رنگ آبى ماشين ه بود يا به خاطر قيافه يارو ياد امين افتادم. امين يلدا، بعد پرت شدم به سال ها قبل ياد يه ايميل كه يلدا رسيده بود بهم ايميلى كه هيچ وقت جواب ندادمش. احتمالن آلمان بودم اون موقع، درد دلاى خيلى رفاقتى بود. روزى ان تا ايميل اينطورى رد بدل شده بود بينمون، ولى اون ايميل هنوزم براى من خيلى خاصه

Saturday, August 25, 2012

عاشق موهامم وقتى شيك صاف خيس عقب سره

Thursday, August 23, 2012

جوون بودم خام ولی بیس تپل زدم
شب جمعه رو دوس ندارم. هیچ وخ میونم باش خوب نبوده شب جمعه همیشه این بوده یه مشت آدم که نمیخامشون بشینن دورم گه بخورن منم نعشه باشم طبق معمول.

Tuesday, August 21, 2012

من از وقتی فمیدم که به کار هم نمیایم همون جایی که بودم موندم. نشستم فقط به هر چیزی که مقداری از تو توش بود چنگ زدم. اینکه میگن آدما میرن تموم میشه در اصل ماجرا یه کسشره نابه. آدما نه میرن نه تموم میشن. آدما اثرشون میمونه روت تا آخرش. داغ میشن برات قشنگ حالا اگه خودش کامل برداشته باشه برده باشه. زندگی نکردیم هیچ وخت آخه کسی نبود یادمون بده آخه. در مورد شلقم میتونی بشینی سه ساعت حرف بزنی در مورد رنگ جورابت نمیتونی تصمیم بگیری. همه این ها بر میگرده به اینکه من دیشب داشتم سوجگاردن گوش میدادم حالا سوجگاردن چیه هس نمیدونم یادمه بچه بودم متالیکا برام خدا بود سوجگاردن مثلن امام حسن
من هیج وقت نه یخچال بودم نه فلش دیسک بودم نه گاز پیکنیکی که گارانتی داشته باشم با تضمین. من یه روز هستم یه روز نیسم همین.

Saturday, August 11, 2012

شما یک درصد فکر میکنی ایشون بدن نکن. خب؟

Monday, August 06, 2012

یه خسرو نامی هست من شاید دو بار دیده باشمش کلن با هم چار کلومم حرف نزدیم. صرفن چون دوس پسر یکی از دوستای قدیمی من هستش جای داره تو فیسبوک من. حالا هرچی که هست خدا حفظش کنه برای صاحبش. الان دیدم یه چیزی نوشته تو استاتوسش من باب اینکه من رویایی داشتم که خودم دوستام چندتا خونه کنار هم داشتم حیاط به حیاط با هم زندگی میکردیم. اندازه مصرفمون پول در میوردیم و... خاستم بگم نه قبول نیست تو دیدی؟ خب همه همینو میخان مرد مومن.

Thursday, August 02, 2012

یعنی باید به خودم بقبولونم که به خاطر این حالم بده که دو روزه نخابیدم؟ یا به خاطر اینه که من فردا این ساعت داشتم آماده میشدم برم رو سکو؟ یا چی؟
من بعضی وقتا احساس میکنم از همه عالم دنیا بهتر میفهمم هیچکی اندازه من نمیدونه دقیقن اون لحظه یکی باید باشه بهم بگه برو گوتو بخور چاقال.